بی عنوان

 

سلام.

اول که خیلی ممنون از اون هایی که می آن و سر می زنن.

اگر آدرس بدن حتما سر می زنم . شاید چیزی ننویسم اما

دید خب بازدید داره . این رو همه می دونن .

دوم اینکه یکی گفته چرا فونتت درشته خب آخه من خودم

فونت ریز برام خسته کننده است .

یکی دیگه از سن من پرسیده .

جواب من اینه : دل خوش سیری چند؟.

یکی دیگه گفته منسجمتر بنویس .

آخه چطور یه آدم پریشون می تونه منسجم بنویسه .

یادت نره آثار نویسنده بازتاب خودش هم هست .

یکی دیگه گفته نوشته های من اون رو یاد صادق هدایت می اندازه.

اونی که خودش نباشه خب اصلا وجود نداره .

من یه نویسنده هستم در قد و قواره خودم .

هدایت هم همین طور . اما یه تشابه داریم

این که هر دوتا در زمان حیات گمنام موندیم

یه تفاوت هم داریم

این که اون وقتی دید دنیا پوچه خودش رو کشت اما من به

این عمل معترض هستم و می گم

اول اینکه این جسم امانته. سالم تحویل گرفتی سالم هم تحویل می دی .

دوم اینکه تو خودت نخواستی به این دنیا بیایی که

حالا بخواهی خودت هم بری .

به هر حال ممنون از همه .

سوم . اما سوال اول من این هست که چطوری می شه کتابخونه درست کرد ؟

خب این طوری آثار من روی اینترنت قرار می گیرن .

سوال دوم من این هست که اونهایی که از دیدن سایتهای به قول رفیق ما

- خفن – خسته می شن چطور می تونن از اینترنت استفاده بهینه کنن.

سایتهایی هست که مثل جیگر.کام آشغال نباشه و به درد بخور باشه؟.

سوال سوم من این هست که چطور می شه روزی صد بازدید کننده داشت ؟

آخه من بیرون کامپیوتر هم اون چنان دید و بازدید ندارم .

تا بعد .!.

  
نویسنده : عباس برزگر ; ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۱ فروردین ،۱۳۸۳