و برکات او بر شما
این چیزها دیگه خیلی تکراری شده وقدیمی
که دختره اول برات می میره
بعد یه کاری می کنه که
به مرگ خودت هم راضی می شی.
اما من می خوام امروز در باره یه چیز
دیگه حرف بزنم
یه دروغ به نام عشق
اولندش
که همچین
مفهومی غیر واقعی است و
هیچ وقت نمود ظاهری پیدا نمی کنه
مثلا توی فیلم های آمریکایی
عشق برروی تخت خواب جریان دارد
در حالیکه اون رفع
یه نیاز جسمی روحیه
که همیشه هست
و اصلا یه چیز تازه و
جالب هم نیست که
حالا بهش بگی عشق.
دومند ش
برای اینکه تعریف عشق
همین طوری سر گیجه داشته باشه
خب لیلی به رختخواب نمی رسه
رومئو و خسرو و فرهاد و خلاصه
چه ماده چه نر
هیچ کدوم به اون یکی نمی رسه .
شیرین ترین حکایت توی
همین نرسید نه .
رختخوابی نشدنه .
این طوری می شه در باره اش حرف زد.
سومندش این فیلم ها و سریالهای
– حالا مال هر خراب شده ای که باشه –
– آبگوشت تلیت!-
اون قدر رویایی
می شه
که خود من می گم
مثلا توی ایران
این دختر پسر ها کجا هستن !
شاید قراره توی شیکم
مادرهاشون بزرگ بشن
بعد به دنیا نیان !!
توی ایران
–فرقی نداره جون شما
چه دهاتش ،
چه کوره دهاتش ،
چه شهرش ،
چه پاتختش
از این موجودات نیست!
پس قبول کنیم که
عشق
وجود خارجی نداره
و
شاید جزو
آرزوهای دست نایافتنی انسان
هست که هست
(().
وای به حال زندگی وعشقی
که پس از 6 ماه تموم می شه
و دیگه می شه نفرت و تحمل.
بعضی ها می گن شهوت
مثل غذا خوردن می مونه ،
یعنی زمان داره ،
وقتی خوردی سیر شدی
دیگه نمی خوای
اما خب دوباره که گرسنه می شی
و باید غذا بخوری.
برای همین زن و شوهرها
همیشه برای هم تازه گی دارن .
اما من می گم این طوری نیست.
آخه غذا جانشین نداره
بعد اگه غذا نخوری می میری
ولی شهوت وقتی نشون داد
یه کار بیهوده اس
اون وقت دیگه می شه
براش جانشین پیدا کنی .
من فکر می کنم
همین لحظه بوده
که انسان این تصور خیالی
یعنی عشق را
برای خودش ساخته
و با اون زندگی کرده نه با زن .
یعنی تموم این اصطلاحات
من درآوردی
مثل تفاهم ،
محبت ، دوست داشتن ،
رعایت حقوق همدیگر ،
همکاری ، همراهی ، هم یاری
و تموم این قصه ها از همین لحظه شروع شد
لحظه ای که خلا شروع می شود.
( () ..
بقیه اش باشه برای یه وقت دیگه.
  
نویسنده : عباس برزگر ; ساعت ٦:٢٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ اردیبهشت ،۱۳۸٢