سلام-
یه وقتهایی آدم
مثل کامپپیوتر می شه
می مونه ،
از همه چیز جا می مونه
من هم یه ادمم .
بگذریم که فکر می کنم با دیگران فرق می کنم .
اما خدایی هیچ فرقی نیس.
یه مدت بودم
اما هیچی ننوشتم
شاید به خاطر اینکه
فکر کردم
آخه اینها که وبلاگ نویس شدن
دقیقا شدن مثل این کتاب فروشها.
کاسبن!
چه فرقی میکنه واسشون که توی کتاب چی نوشتن .
و این فکر
هنوز هم با من هست
سعی می کنم با فکر هام کنار بیام.
این برای بازگشت کافی است
اما سبزی های توی ذهنم هنوز خشک نشده اند
سبزی های توی ذهنم.
  
نویسنده : عباس برزگر ; ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ فروردین ،۱۳۸٢

 

سلام-
یه وقتهایی آدم
مثل کامپپیوتر می شه
می مونه ،
از همه چیز جا می مونه
من هم یه ادمم .
بگذریم که فکر می کنم با دیگران فرق می کنم .
اما خدایی هیچ فرقی نیس.
یه مدت بودم
اما هیچی ننوشتم
شاید به خاطر اینکه
فکر کردم
آخه اینها که وبلاگ نویس شدن
دقیقا شدن مثل این کتاب فروشها.
کاسبن!
چه فرقی میکنه واسشون که توی کتاب چی نوشتن .
و این فکر
هنوز هم با من هست
سعی می کنم با فکر هام کنار بیام.
این برای بازگشت کافی است
اما سبزی های توی ذهنم هنوز خشک نشده اند
سبزی های توی ذهنم.
  
نویسنده : عباس برزگر ; ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ فروردین ،۱۳۸٢

 

سلام-
یه وقتهایی آدم
مثل کامپپیوتر می شه
می مونه ،
از همه چیز جا می مونه
من هم یه ادمم .
بگذریم که فکر می کنم با دیگران فرق می کنم .
اما خدایی هیچ فرقی نیس.
یه مدت بودم
اما هیچی ننوشتم
شاید به خاطر اینکه
فکر کردم
آخه اینها که وبلاگ نویس شدن
دقیقا شدن مثل این کتاب فروشها.
کاسبن!
چه فرقی میکنه واسشون که توی کتاب چی نوشتن .
و این فکر
هنوز هم با من هست
سعی می کنم با فکر هام کنار بیام.
این برای بازگشت کافی است
اما سبزی های توی ذهنم هنوز خشک نشده اند
سبزی های توی ذهنم.
  
نویسنده : عباس برزگر ; ساعت ٧:۱٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ فروردین ،۱۳۸٢